خرید بک لینک

ذكر 1 از نظر 1

1) شفا از بیماری

پیامبر گرامى (صلى الله علیه و آله و سلّم): هر بیمار مسلمانى كه این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى كه تمام گناهانش آمرزیده شده است.

2) گشایش از گرفتاریها

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم): آیا به شما خبر دهم از دعایى كه هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن دعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس كه طعمه ماهى شد: لا اله الا انت سبحانك إنّى كنت من الظالمین.

3) نجات از غم

امام صادق (علیه السلام): عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور این دعا را نمى خواند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین چرا كه خداوند به دنبال آن مى فرماید: فاستبجنا له و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین (ما او را پــاسـخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم ).

امام صادق (ع) : تعجب مى كنم از كسى كه گرفتار است چگونه به ذكر: لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ؛ يعنى: خدايى جز تو نيست، تو منزهى و من از ستمگارانم. پناه نمى برد، زيرا من شنيدم كه خداى بلند مرتبه پس از اين ذكر مى فرمايد: «ما او را اجابت كرديم، و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را نيز مى رهانيم.

تأثير اين ذكر شريف يعنى: " لا إِلهَ إِلا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ "در قالب سه جمله "فَاسْتَجَبْنا لَهُ" ،"وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَم"ِّ،"وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ". بیان شده که باید دقت بسزایی در آن داشت، به خصوص به جمله اخير كه مفاد آن عام است كه وعده فرموده، شامل همه مؤمنين است.

در روایت شریف هم،امام عليه السلام از آيات ياد شده استنباط همیشگی تأثير اذكار یادشده را براى ابد مى فرمايد كه اختصاص به مقام خاص و مورد مشخّص ندارند. هر كس براى نجات از غم به ذكر يونسى ذاكر باشد مشمول رحمت" و كذلك ننجى المؤمنين"مى شود، و به همين میزان در رهائى از خوف و مكر سوء و در روى آوردن دنيا و زينت آن به كريمه هاى ياد شده.

ذكر تسبيح، عامل نجات يونس(ع)

وی نجات از خطرات و بلايا را از دیگر آثار یاد حق برشمرده و می گوید: در سوره مباركه صافات اثر ديگري كه براي ياد حقّ ذكر ميكند اين است كه انسان را از خطر ميرهاند، آيه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (اين ذالنون(ع)) اگر يونس(ع) جزء مسبحين نبود، در بطن ماهي الي يوم القيامه ميماند.

اين خطر را خدا از او دور داشت، براي اينكه او اهل تسبيح بود. چون ذكر خواه به صورت تسبيح و تحميد باشد، خواه به صورت تهليل و تكبير باشد شامل ميشود، فرمود: چون او اهل تسبيح بود از اين خطر نجات پيدا كرد، وقتي هم كه خداي سبحان ذكر يونس(ع) را نقل ميكند، ميبيينم در حدّ يك تسبيح است، ديگر مسئلت در ذكر او نيست، عرض نكرد «خدايا مرا نجات بده!»، عرض كرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ، اين ذكر او را از خطر نجات داد.

آیت الله جوادی آملی در ادامه تصریح می کند: ... يونس كه ﴿فلتقمه الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ﴾ ؛ در خطر مرگ قرار گرفت، او محتاج به نجات بود، اما جز تسبيح چيزي نداشت، عرض كرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ همين، به نقص خود اعتراف كرد وخدا را از نقص منزّه كرد: آن تسبيح براي آن است كه بگويد: عبد ناقص است و مولا منزه از نقص است: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾؛ من ناقصم و تو منزه از نقصي، همين. درباره يونس(ع) هم فرمود به اينكه او عبد صالح ما است، اين ظلمي كه دارد يعني قصور، وگرنه او معصوم است و منزه از نقص است.

وی یادآور می شود: خداي سبحان ميفرمايد به اينكه نعمت ولايت ما نصيب يونس شد و اگر نعمت ولايت ما نصيب يونس نميشد او گرفتار عذاب بود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، ﴿لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ﴾ ، خداي سبحان او را مشمول نعمت خاص ميداند در بعضي از آيات، در همان آيهاي كه به پيغمبر ميفرمايد: ﴿وَلاَ تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ﴾ در آنجا، براي اينكه مبادا كسي توهم كند، كه يونس(ع) كه صاحب حوت است خلافي انجام داد، فوراً فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ يعني اگر او مشمول نعمت ولايت نبود، ممكن بود مورد خشم ما قرار بگيرد، ولي او از اولياي ما است خداي سبحان او را با مدح و منقبت ياد ميكند، بنابراين نقصي براي وجود مبارك يونس(ع) نيست به شهادت آن آيهاي كه فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، آن وقت «مذموم» بود يعني چون مشمول نعمت ولايت ما است مذموم نيست.

این مدرس عالی حوزه علمیه بر عدم اختصاص ذكر يونسيه به حضرت يونس(ع) تأکید کرده و می گوید: ﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَي فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، براي اينكه تثبيت كند اين مسئله كلي است و اختصاصي به أنبيا ندارد، منتها مرحله بالايش براي أنبيا است وگرنه مراحل وسطي و نازلهاش نصيب ديگران هم ميشود، در ذيل آيه اصل كلي را ارائه داد و فرمود: ﴿وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ﴾ يعني اگر انسان غمگيني به ذكر يونسي سرگرم باشد، قبل از اينكه از ما چيزي بخواهد ما غمش را برطرف ميكنيم. آنها هم كه اهل راه هستند اين ذكر يونسي را مجرَّب ميدانند، ميگويند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ، حالا يا 400 بار است در روز يا كمتر، بيشتر، يا در حال سجده است يا غير سجده اگر در حال سجده باشد اثرش بيشتر است، هرچه بيشتر بهتر ولي اين اصل را قرآن كريم به ما ارائه داد و فرمود: اين مخصوص يونس نيست، مخصوص دريا هم نيست، مخصوص كام ماهي هم نيست، هر خطري باشد، ما او را از غم نجات ميدهيم: ﴿وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ﴾ يعني اگر مؤمني با ذكر يونسي با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پيدا ميكند.

آیت الله جوادی آملی در ادامه تفسیر آیه 152 بقره، ذكر خدا را از ادب عبوديت خوانده و تأکید می کند: ادب عبد آن است كه در برابر خدا ذاكر باشد، اينكه ميبينيد ما مرتّب از خداي سبحان چيزي ميطلبيم براي آن است كه لذّت ياد حق در ما ظهور نكرده است و اگر لذت ياد حقّ در جان ما ظهور كند، ما همين كه سرگرم مناجات با خدا شديم، آن نياز و حاجت ما از ياد ما ميرود، ولي از ياد خدا نميرود؛ چون ﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّاً﴾ ؛ حاجات ما را ميداند و برآورده هم ميكند. در روايات دارد كه اگر انساني به ياد حقّ سرگرم بود و حاجتش يادش رفت، خدا حاجت او را برآورده ميكند و آنها كه اهل مناجات با خدايند، همين كه وارد ذكر و ثنا شدند، لذّت مناجات آن قدر در جانشان شيرين است كه حاجتشان از يادشان ميرود.

مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی

عارف واصل مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی می فرماید: مرا شیخی بود بزرگوار عامل عارف کامل که مانند او را در مراتبی که گفته شد ندیده ام، از او پرسیدیم که در اصلاح و جلب معارف چه عملی را به تجربه رسانده است؟

او گفت: من عملی را در این که گفتی مؤثر ندیدم مگر اینکه در هر شبانه روز یک بار بر سجده طولانی مداومت شود و در آن سجده بگوید«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» و به هنگام گفتن ذکر خود را در زندان طبیعت، زندانی و به زنجیرهای اخلاق رذیله بسته ببیند، آنگاه اقرار کند که پروردگار اینکار را تو بر من نکردی و تو بر من ستم روا نداشتی، بلکه این من بودم که بر خود ستم کردم و خود را به اینجا انداختم.

از آداب سجده این است که وقتی که بخواهیم به سجده برویم اول با زانوها به طرف زمین خم شویم و بعد دستها را پیش از زانوها بر زمین بگذاریم این عملی است که مرحوم علامه طباطبائی (ره)از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند.

اجابت دعا حضرت یونس (ع )

از امام باقر علیه السلام روایت شده كه حضرت فرمود: یونس علیه السلام سه روز در شكم ماهى درنگ كرد و در تاریكى هاى سه گانه - تاریكى شكم ماهى ، تاریكى شب ، تاریكى دریا، ندا در داد و گفت : لا اله الا الله انت سبحانك انى كنت من الظالمین ، آنگاه خداوند دعایش را اجابت كرد و سپس ماهى وى را بر ساحل افكند.

مداومت بر ذكر یونسى

مرحوم استاد علامه طباطبایى فرمودند كه مرحوم قاضى (استاد آن جناب عارف عظیم و سالك مستقیم حضت آیت الله حاج سید على قاضى تبریزى ) اول دستورى كه مى دادند ذكر یونسى بود لا اله الا الله انت سبحانك انى كنت من الظالمین، كه در مدت یك سال در وقت خاص به حالت سجده ات باز خوانده شود.


دسته بندی :

برچسب: نویسنده: سام رجبی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 2:33

صفحه بندی